درباره وبلاگ


در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوه ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت
عین آتش و شد از این غیرت و بر آدم زد

*****************************
سلام دوست عزیز
امیدوارم که روز خوب و خوشی رو سپری کرده و کنی!!!!
اگه پیشنهاد یا انتقادی داشتی خوشحال میشیم بهمون بگی تا بلاگمون رو بهتر کنیم!
ممنون.

مدیر وبلاگ : سین مثل سلام
نظرسنجی
شما در روز حدودا چقدر مطالعه دارید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گالری تصاویر
گلچین
اشکی که به هنگام شکست میریزیم همون عرقیه که به هنگام تلاش نریختیم!!!
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 2 بهمن 1390 :: نویسنده : سین مثل سلام
به نام خدا

آبرهام لینکلن

در ۳۰ سالگی کارش را از دست داد

در ۳۲ سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد

در ۳۴ سالگی مجددا ور شکست شد!

در ۳۵ سالگی که رسید,عشق دوران کودکی اش را از دست داد!

در۳۶ سالگی دچار اختلال اعصاب شد!

در ۳۸ سالگی در انتخابات شکست خورد!

در ۴۸,۴۶,۴۴ سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد!!!

به۵۵ سالگی که رسید هنوز نتوانست سناتور ایالت شود!

در ۵۸ سالگی مجددا سناتور نشد!

در ۶۰ سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد


نام او آبراهام لینکلن بود.


جا نزد

هرگز جا نزنید

بازندگان آنهایی هستند که جا زدند



ادامه مطلب


نوع مطلب : گوشه ای از زندگی بزرگان، داستانک، داستانک پند آموز، جوان و بالاتر!، 
برچسب ها : هرگز جا نزنید، آبراهام لینکلن، زندگی نامه بزرگان، زندگی نامه، داستانهایی از زندگی بزرگان و عالمان جهان داستانک، داستان کوتاه، داستان زیبا، داستان پندآموز، داستان جالب،


یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : سین مثل سلام
به نام خدا

 فرا رسیدن ایام شهادت مولای متقیان حضرت علی(ع)  تسلیت باد.
علی(ع)

جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید.
یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

علی در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد. مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.


در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید: اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس!
مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید:علم بهتر است یا ثروت؟!


ادامه این داستان بسیار زیبا رو حتما در ادامه مطلب بخونید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی فرهنگی، مطالب جالب و خوندنی، گوشه ای از زندگی بزرگان، داستانک، داستانک پند آموز، جوان و بالاتر!، 
برچسب ها : علم بهتره یا ثروت، داستانهایی از امام علی(ع)، زندگی نامه بزرگان، زندگی نامه، داستانهایی از زندگی بزرگان و عالمان جهان داستانک، داستان کوتاه، داستان زیبا، داستان پندآموز، داستان جالب،




 
   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic